اين وبلاگ در اسفند 1391 با همكاري دوستان و پدر و مادر وبلاگ نويس راه اندازي شده بيننده گرامي تو هم با نظراتت اين وبلاگ را راهنمايي و مدد نما . با تشكر فراوان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
|
از اين ستون به آن ستون فرج است |
|
|
|
مردي به شهري مسافرت كرد و غريب بود . اتفاقا همان شب فردي به قتل ميرسد . نگهبانان مرد غريب را نزديك محل قتل دستگير مي كنند . و او را نزد قاضي مي برند . و چون مرد ناشناس نتوانست بي گناهي خود را ثابت كند ، قاضي دستور اعدام صادر كرد فردا مرد مسافر را به يك ستون بستند تا اعدام كنند . مرد هرچه گفت كه بي گناه است و بعدا از اين كار پشيمان خواهند شد ، جلاد گفت من بايد دستور را اجرا كنم . جلاد به او گفت كه آخرين خواسته اش چيست . |
|
مرد كه ديد مرگ نزديك است گفت : مرا به آن يكي ستون ببنديد و اعدام كنيد . جلاد فكركرد كه مرد قصد فرار دارد و اين يك بهانه است و به او گفت اين چه خواهش مسخره اي است ! مرد گفت : رسم اين است كه آخرين خواهش يك محكوم به اعدام اگر ضرري براي كسي نداشته باشد اجرا شود . جلاد با احتياط دست او را باز كرد و به ستون بعدي بست . در همين هنگام حاكم و سوارانش از آنجا گذشتند و ديدند عده اي از مردم دور ميدان جمع شدند ، علت را پرسيدند گفتند مردي را به دار مي زنند . حاكم پرسيد : چه كسي را ؟ جلاد جلو آمد و حكم قاضي را نشان داد . حاكم گفت : مگر دستور جديد قاضي به شما نرسيده است ؟ جلاد گفت : آخرين دستور همين است . حاكم گفت : اين مرد بي گناه است ، او را آزاد كنيد . قاتل اصلي ديشب به كاخ من آمد و گفت وقتي خبر اعدام اين مرد را شنيده ، ناراحت شده كه خون اين مرد هم به گردن او بيافتد و بااينكه ميترسيده خودش را معرفي كرد . من هم او را نزد قاصي فرستادم و سفارش كردم كه مجازاتش را تخفيف دهد . مرد مسافر را آزاد كردند و او گفت : اگر مرا از آن ستون به اين ستون نمي بستيد تا حالا مرا اعدام كرده بوديد . اگر خدا بخواهد از اين ستون به آن ستون فرج است .
اين ضرب المثل را هنگامي به كار مي برند كه فردي نااميد است و او را دلداري مي دهند كه در اندك فرصتي راه چاره پيدا مي شود . ( فرج به معناي گشايش در كار و رفع مشكل ) |
|
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
روزی در مدرسه کیف معلمی را دزدیدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های A ، B، C، D، و E متهم می شوند . این پنج نفر چنین می گویند :
A: من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت دزدی نکرده ام. کار D بود .
B: من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . E میداند دزد کیست.
C : من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی E را نمی شناختم . کار D بود .
D : من این کار را نکردم . کار E بود . A دروغ می گوید که من کیف را دزدیده ام .
E : من کیفی را برنداشتم . B کیف را برداشت . C حرف من را تایید می کند ، چون سالهاست مرا می شناسد.
بعدا اولیای مدرسه با تطمیع توانستند از این پنج نفر اعتراف بگیرند که هر یک از آنها دو جمله راست و یک جمله دروغ گفته است . چه کسی کیف را دزدیده است ؟
••
••
••
••
••
••
••
••
••
••
••
••
جواب
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
در روزگار قديم در شهر ري خياطي بود كه دكانش سر راه گورستان بود . وقتي كسي ميمرد و او را به گورستان مي بردند از جلوي دكان خياط مي گذشتند .
يك روز خياط فكر كرد كه هر ماه تعداد مردگان را بشمارد و چون سواد نداشت كوزه اي به ديوار آويزان كرد و يك مشت سنگ ريزه پهلوي آن گذاشت .
هر وقت از جلوي دكانش جنازه اي را به گورستان مي بردند يك سنگ داخل كوزه مي انداخت و آخر ماه كوزه را خالي مي كرد و سنگها را مي شمرد .
كم كم بقيه دوستانش اين موضوع را فهميدند و برايشان يك سرگرمي شده بود و هر وقت خياط را مي ديدند از او مي پرسيدند چه خبر ؟ خياط مي گفت امروزسه نفر تو كوزه افتادند .
روزها گذشت و خياط هم مرد . يك روز مردي كه از فوت خياط اطلاعي نداشت به دكان او رفت و مغازه را بسته يافت . ازهمسايگان پرسيد : خياط كجاست ؟
همسايه به او گفت : خياط هم در كوزه افتاد .
و اين حرف ضرب المثل شده و وقتي كسي به يك بلائي دچار مي شود كه پيش از آن درباره حرف مي زده ، مي گويند :” خياط در كوزه افتاد ” .
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
به گزارش خیمه گاه باشگاه خبرنگاران؛ در استفتائات جداگانه مراجع عظام تقلید بر خرافی بودن مراسم کوبیدن در هفت مسجد در شب اول ربیع الاول تاکید کردند.
خرافات و تمسک به اموری که مستند و مدرک معتبر روایی و دینی ندارند از جمله اموری است که موجب انحراف دین و منجر به بدعت در دین می گردد. آداب و رسومی که با رنگ و لعاب دینی در جامعه ظهور می کنند.
چند سالی است که در پایان ماه صفر مراسمی در برخی شهرها باب شده که در ظاهر مانند بسیاری از خرافات دیگر عملی نیکو وانمود می شود، اما هنگامی که در آن اندیشیده می شود نتیجه به آنجا می رسد که با خرافه و بدعتی دیگر مواجه هستیم.
این بدعت از آنجا آغاز می شود که در شب اول ماه ربیع الاول چند ساعتی قبل از نماز صبح روز اول این ماه، در هفت مسجد را می کوبند و با این کار پایان دو ماه عزاداری و آغاز ماه شادمانی حضرت زهرا(س) را اعلام می کنند و به این وسیله می خواهند از دستان حضرت زهرا (س) عیدی دریافت کنند و حاجات خود را برآورند.
در سالهای ابتدایی این مراسم به کوبیدن در مسجد و آن گاه اقامه نماز صبح در آخرین مسجد اکتفا می شد اما با گذشت زمان بر پیرایه های این عمل افزوده شد. سال بعد تضرع و ناله و گریه بر در مسجد. سال بعد پخش نذورات و شیرینی و شکلات و...، سال بعد گفته شد در آخرین مسجد باید دعای توسل خوانده شود و سال بعد روشن کردن شمع بر در مسجد و آب و جارو کردن مقابل آن هم اضافه شد و همین طور این سیر تکاملی(!) ادامه یافت تا جایی که برخی از نماز مغرب شب اول شروع به این کار می کردند تا از خواب شب هم بی بهره نمانند!
در همان سالهای ابتدایی مراجع عظام طبق وظیفه دینی و شرعی خود که هنگام ظهور بدعت ها، علما باید علم خود را بروز و ظهور دهند بر بی ریشه بودن این عمل تأکید کردند اما متأسفانه هنوز برخی این راه اشتباه را می پیمایند. این نمونه ای از نمونه های فراوان است که برخی در خارج از چارچوب دین برای طلب حاجات و نیازهای خود از خداوند و ائمه متمسک به آیین هایی این چنینی می شوند.
در رابطه با شب اول ماه ربیع الاول در سال 1380 استفتایی از سوی مسجد رضویه تهران از مراجع عظام صورت پذیرفته است که به اتفاق علما این عمل مردود اعلام شده است. متن استفتای انجام شده این چنین است:
چند سالى است که در شب اول ماه ربیع الاول حرکتى در بعضى مساجد باب شده است بدین ترتیب که از حدود نیمه شب تا اذان صبح افرادى با در دست داشتن شمع پشت در مساجد مراجعه و با کوبیدن به در مساجد و خواندن اذکارى توسل جسته و حاجات خود را طلب مىنمایند، البته این عمل را تا هفت مسجد ادامه می دهند،
1- آیا چنین عملی مستند روایی دارد؟
2- آیا چنین عملی (که در حال گسترش می باشد) می تواند به عنوان یک حرکت شایسته مورد تأسی دیگران قرار گیرد؟
3- در صورتی که عمل فوق از جمله خرافات و یا خدای نکرده نوعی بدعت باشد وظیفه ما (ائمه جماعات و متدینین) در این خصوص چیست؟
آیت الله خامنه ای: بسمه تعالی، عمل فوق الاشاره مستند روایی ندارد و شیوه قابل تأیید نیست. اگر چه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیده است، لیکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است. آقایان علماء اعلام - دامت افاضاتهم - و مومنین - ایدهم الله تعالی - با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وهن مذهب گردد، جلوگیری نمایند.
آیت الله مکارم: بسمه تعالی با توجه به اینکه این عمل در روایات معصومین(ع) وارد نشده است انجام آن به عنوان یک عمل مستحب شرعی جایز نیست و سزاوار است ائمه محترم جماعات مردم را به سوی مراسم و توسلاتی دعوت کنند که در روایات معصومین(ع) وارد شده است وگرنه ممکن است افراد منحرف برای وهن مذهب هر روز امر تازه ای اختراع کنند و ناآگاهان را به سوی آن دعوت کنند. همیشه موفق باشید.
آیت الله صافی گلپایگانی: بسم الله الرحمن الرحیم
1- مستند روایی بر عمل مذکور به نظر نرسیده والله العالم.
2- با عدم مستند شرعی تأیید آن معنی ندارد. والله العالم.
3- علمای اعلام باید مردم را آگاه کنند. وفقکم الله. والله العالم.
مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی: بسمه تعالی مستند شرعی برای عمل فوق ملاحظه نشده است و لازم است مومنین از این گونه اعمال اجتناب نموده و برای قضای حوایج و برآورده شدن حاجات از طرقی که در کتب ادعیه آمده استفاده کنند.
مرحوم آیت الله تبریزی: بسمه تعالی زدن درب مسجد و حاجات خواستن از مسجد مسند شرعی ندارد و در روایات وارد نشده است. لکن نماز جماعت خواندن در مساجد و حاجت خواستن از خداوند با توسل به ائمه (علیهم السلام) شرعاً ثابت است. والله العالم.
مرحوم آیت الله بهجت:
1- بسمه تعالی ظاهراً ندارد.
2- بسمه تعالی خیر.
3- بسمه تعالی و جادلهم بالتی هی احسن.
مرحوم آیت الله مشکینی: بسمه تعالی این کار ریشه مذهبی ندارد و اگر به عنوان دستور دینی انجام دهند اشکال دارد و چنانچه باعث زحمت و آزار دیگران باشد جایز نیست و خوب است به جای این اعمال از اوقاتی که شرعاً فیضیاتش ثابت شده استفاده کنند مانند شبهای جمعه، اعیاد، وفیات، آخرهای شب برای نماز شب، دعاهای دسته جمعی مانند توسل، ندبه، مکارم الاخلاق و غیره و بالجمله در شرع اسلام به ویژه عالم تشیع اوقاتی که در آنها اجتماع کنند و دعاهایی بخوانند زیاد است نیازی به اختراع عمل خاص که در روایات نیست، ندارند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
بنابراین بهتر است با مراجعه به متون صحیح از این خرافات جلوگیری شود و به اعمال مذکور در این روز که روزه گرفتن به شکرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمؤمنان از گزند کفار و مشرکان در اول ربیع الاول و خواندن زیارت پیامبر (ص) و علی (ع) است، بپردازند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان

برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان

برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی پای به محل درس و بحث نهاد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده نمود و رفت .
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارده تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد. که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف.... را نظر کردند اثری از استاد نبود .
یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید: چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید ؟!
ابوریحان گفت: یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد.
شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد .
ابوریحان بیرونی دانشمند آزاده ایی بود که هیچگاه کسب قدرت او را وسوسه ننمود و همواره عمر خویش را وقف ساختن ابوریحان های دیگر کرد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
یکی از بزرگان عرب برای مهمانی نزد امام حسن مجتبی رفت. هنگام غذا که سفره را پهن کردند، مرد عرب شدیدا ناراحت شد و گفت : من چیزی نمی خورم. امام حسن فرمود : چرا غذا نمی خوری ؟ آن مرد گفت : ساعتی قبل به فقیری برخورد کردم. اکنون که چشمم به غذا افتاد به یاد آن فقیر افتادم و دلم سوخت. من نمی توانم چیزی بخورم مگر اینکه شما دستور دهید مقداری از این غذا را برای آن فقیر ببرند.
امام حسن فرمود : آن فقیر کیست ؟ مرد عرض کرد : ساعتی قبل که برای نماز به مسجد رفته بودم مرد فقیری را دیدم که نماز می خواند. بعد از فراغت از نماز دستمالش را باز کرد تا افطار کند. شام او نان جو و آب بود. وقتی آن فقیر مرا دید از من دعوت کرد که با او هم غذا شوم ولی من که عادت به خوردن چنان غذای فقیرانه ای نداشتم ، دعوت وی را رد کردم. حال اگر ممکن است مقداری شام برای وی بفرستید.
امام حسن مجتبی با شنیدن این سخنان به گریه افتاد و فرمود : او پدرم امیرمومنان و خلیفه مسلمانان ، علی (ع) است. او با اینکه بر سرزمینی بزرگ حکومت می کند اما مانند فقیر ترین مردم زندگی می کند و همیشه غذای ساده می خورد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
|
دعوا سر لحاف ملا بود |
|
|
|
در يك شب زمستاني سرد ، ملا در رختخواش خوابيده بود كه يكباره صداي غوغا از كوچه بلند شد . زن ملا به او گفت كه بيرون برود و ببيند كه چه خبر است . ملا گفت : به ما چه ، بگير بخواب. زنش گفت : يعني چه كه به ما چه ؟ پس همسايگي به چه درد مي خورد . سرو صدا ادامه يافت و ملا كه مي دانست بگو مگو كردن با زنش فايده اي ندارد . با بي ميلي لحاف را روي خودش انداخت و به كوچه رفت . |
|
|
|
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان

برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
ا مام مهدي(ع):
دختر خدابراي من الگويي نيكو است
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
(( کدوم یکی از اینا رو خیلی دوست داری ؟!))
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
استقلالی:ما ۲بار قهرمان آسیا شدیم پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی:مابیشترین برد وتو دربی ها داشتیم پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی :ما زودترین گل و تودربی زدیم پرسپولیسی:شیش تایی ها
استقلالی: ما دیر هنگام ترین گل و هم تودربی زدیم پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی:ما۴بار پشت سرهم شمارو بردیم ،سوبله چوبله ایم پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی:خوبی؟ پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی:میخوای ببرمت پیش روانپزشک؟ پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی:زهرمار.... پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی :بروبابا.... پرسپولیسی :شیش تایی ها
استقلالی:
......... پرسپولیسی :شیش تایی ها
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
با سلام و صلوات به روح تمام مسافرین عزیز .
و با درود به وزیر محترم راه و ترابری .
ورود شما را به پرواز لایتناهی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد می گوییم .
خداوندا مشیت خودت را در رسیدن و لقاء به خود برما قراردادی و سرعت آن فزون كن .
مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و احتمالأ 1% مقصدی كه بر روی بلیط درج شده می باشد.
خلبان پرواز مرحوم شهید كاپیتان بهشت زاده و گروه پروازی بد اخلاق؛ سفری خوش برای شما آرزمند است.
لطفأ به علامت نكشیدن سیگار اصلأ توجه ننموده و آخرین سیگار زندگیتان را به خوشی دود نمایید.
بستن كمربندها اصلأ ضرورتی ندارد و كاملأ بدرد نخور است.
در صورت بروز اشكال در سیستم هوای كابین ماسكهایی از بالای سر شما آوزیزان خواهد شد كه شما قبل از آن رایحه خوش ملایك را احساس خواهید كرد.
این هواپیما مربوط به هزاره دوم میلادی بوده و دارای دو درب اضطراری در جلو، دو در كنارین و یك درب عقب می باشد كه چندین سال است اهرم های آن كار نمی كند.
ارتفاع پرواز به احتمال قریب به یقین تا آسمان هفتم بوده و هوای بهشت بسیار عالی است.
سفر خوشی را برای شما آرزومندیم
از اون جاییكه هیچ خارجی احمقی وجود ندارد كه من لازم باشد یه بار دیگر به انگلیسی بلغور كنم، سرتونو درد نمی آورم.
مرگ راحتی داشته باشید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
امام علي(ع):
احســـــــــــــان كردن موجــــــب دوستــــــــــــــي و محبـــــــــت ميشـــــــــــــــــــــــــــود
برچسب: احاديث,
نویسنده: محمد رضا عارفیان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
1. پاموکل (ترکیه)

به زبان ترکی این نام یعنی: قلعه پنبه ای و به آسانی می توان فهمید که چرا چنین نامی به آن اطلاق شده است. همچنین این شگفتي طبیعی قسمتي از سایت شهر هایراپولیس Hierapolis (در سوریه) است و در طی قرنها این دو به دلیل نزدیکی یکی شده اند. در واقع برخی از مقبره های قدیمی در قبرستان شهر بخشی از منظره را تشکیل میدهد. این سایت دارای سنگهای تراورتن و چشمه های آب گرم است. سنگهای تراورتن ظاهری متحدالمرکز دارند و با رنگ سفید حریرگونه جلوه ای روحانی خلق کرده اند. چشمه های آب گرم در دهانه ها دارای رسوبات کربنات کلسیم هستند که موجب تشکیل سازه های خارق العاده با ظاهری ارگانیک شده اند.
2. برج یخي کوه اربس (قطب جنوب)

کوه اربس یکی از فعالترین آتشفشانهای زمین است. این کوه تقریبا 4 کیلومتر بالاتر از سطح زمین است، و بخاطر دریاچه گدازه های مذاب واقع در دهانه آتشفشانی در قله ، میان مجموعه های آتشفشانی مشهور است. بخار داغ آتشفشانی که از ترکها و شکافهای صخره های آتشفشانی بیرون می آید سیستم پیچیده ای از قارهای یخی در اطراف کوه خلق کرده است.
3. آبفشان فلای (نوادا، ایالات متحده)

منظره اين آبفشان طوری به نظر می رسد که گویی از یک سیاره دیگر یا یک فیلم علمی تخیلی به زمین آورده شده است. آبفشان فلای یکی از پدیده های نادر است که در یک زمین شخصی واقع شده است. در سال 1916 مالکین زمین در جستجوی آب برای حاصلخیز کردن این زمین بیابانی بودند. آنها آب را یافتند و آن چشمه تا دهه ها جوشان بود. با این وجود مته ای که داخل ستون حفاری بود به ذخیره ای از آب برخورد که منجر به تشکیل چنین آبفشانی شد.
4. صخره های کاشا کاتووه تنت (نیومکزیکو، ایالات متحده)

کاشا کاتووه تنت در نیومکزیکو ، جایی است که در آن صخره های قلمی فرسایش یافته اي وجود دارند كه از گدازه های آتشفشانی طی 6میلیون سال تشکیل شده اند. درحالیکه صخره های تشکیل شده از نظر شکل مشابهند ، به لحاظ ارتفاع متفاوت هستند. اختلاف ارتفاع بین چند فوت تا 90 فوت وجود دارد.
5. دره ماه (آرژانتین)

دره ماه، دره ای دورافتاده در آرژانتین است. این دره با جرمهاي زمین شناسی میخکوب شده که از فرسایش باد شکل گرفته و سنگهای ایستاده و تخت سنگهایی را موجب شده که مدورند و شبیه گلوله های مرمری هستند. زمین دره که روزی حاصلخیز بوده اکنون خشک است و دارای تعداد زیادی فسیل گیاه و جانور است که زیست شناسان علاقمند به دوره های تاریخی را به خود جلب کرده است.
6. دانکسیا لندفرم (چین)

این پدیده بی نظیر زمین شناسی که معروف به دانکسیا لندفرم است از برخی مناطق در چین قابل رویت است، مانند ژانگی در استان جانسو. دانکسیا که یعنی " ابر سرخ " بخشی از زمین است که از سنگهای ماسه ای قرمز رنگ تشکیل شده که در طی زمان به کوهها و صخره هایی عجیب تبدیل شده اند.
7. چشمه سحرآمیز- پارک ملی چاپادا دیامانتینا (برزیل)

چشمه سحرآمیز ،واقع در پارک ملی چاپادا دیامانتینا ، در 400 کیلومتری سالوادر،پایتخت ایالت باهیا قرار د ارد. این چشمه عمق 120فوتی دار د و آب آن آنقدر شفاف است که صخره ها و تنه های درختان قدیمی در کف آن قابل رویت است. هنگامیکه خورشید در سمت راست است نور از یک شکاف وارد میشود و انعکاسی آبی رنگ ایجاد می کند. دسترسی به این دریاچه به دلیل حفاظت محیطی و اکوسیستم نادر و خاصش بسیار محدود است.
8. جنگل سنگی (چین)

جنگل سنگی نمونه زیبایی از توپوگرافی انباشت سنگ آهک است.صخره های آن از سنگ آهک درست شده و توسط آبی که به سطح رخنه کرده شکل داده شده است. این آب همه چیز را در اطراف از میان برده به جز ستونها. این جنگل از دوران سلطنت مینگ به عنوان اولین شگفتی طبیعی جهان شناخته شد.
9. وولینگیان، هونان (چین)

منطقه هونان مملو از مناظر چشمگیر است و وولینگیان باشکوه یکی از بزرگترین جاذبه های آن است. این جاذبه طبیعی از بیش از 3000 لایه انباشتی سنگ آهک تشکیل شده است. در این مکان آبشارهای زیبا و بزرگترین قار آهکی آسیا قرار دارد.
10. سالرد اویونی (بولیوی)

سالر، یک بیابان نمکی انبوه در میانه آلتیپلانو ،یکی از مناظر تجسمی بولیوی است. این مکان؛ بیابان هموار و وسیعی است که نور خورشید را چنان منکس می کند که با آسمان اثر تقارنی ایجاد میکند. در بیابان چندین دریاچه با رنگهای غیر معمول وجود دارد که علت آن وجود رسوبات معدنی است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان

برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان

برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
امام رضا(ع):
از اخلاق پيامبـران نظافــــت و پاكيـــــــــزگي اســـــــــــت.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان

برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
یا ایتها الصدیقه الشهیده :
درون قصه ی ما آسمان زمین افتاد
و عشق خط زده شد ، قاف و عین و شین افتاد
و پاره شد یکی از برگ های مصحف نور
ترک به چینی گل واژه های دین افتاد
دوباره فاصله در بین ماه و خورشیدش
سرود شعر جدایی و این چنین افتاد . . .
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
- قيافه ي كارمندي كه مادرخانمش آمده و از فرودگاه زنگ زده كه هرچه زودتر با ماشين بيايد و ام الزوجه ي محترم را همراه هفشده نفر ديگر به خانه اش ببرد كه تا 13 فروردين مهمانش باشند!

- قيافه ي همان كارمند، زماني كه مي شنود دولت بعد از دادن سكه به عنوان عيدي، قيمت سكه را 50 هزار تومان ارزان كرده!

- قيافه ي دو نفر باجناق كه به دليل آرايشگاه رفتن همسرانشان، مجبور شده اند چند ساعت در يك اتاق با هم بمانند، آن هم اتاقي كه در آن نه تلويزيون هست و نه اقلاً يك روزنامه يا مجله!

- قيافه ي خانم جواني كه درست در شب عيد، آنفلوانزاي بسيار شديدي گرفته است!

- قيافه ي كارمندي كه تقويم سال تازه را با دقت تمام نگاه كرده و ديده است كه بيشتر روزهاي تعطيلي به جمعه افتاده اند!

- قيافه ي صاحبخانه اي كه مي بيند مهمانان خوش سليقه، فقط پسته ها و بادام هندي ها را خورده اند!

- قيافه ي مهماني كه مي بيند صاحبخانه از زرنگي، كاردهايي روي ميز گذاشته كه حتي گوجه فرنگي رسيده را هم نمي توانند ببرند!

- قيافه ي «عمو نوروز» زماني كه مي بيند بچه هاي ايراني از روي عادت، او را «پاپانوئل» صدا مي كنند!


- قيافه ي وبلاگ نويس وقتي كه اين مطالب بي نمك را مي خواند و...! 
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان